تبلیغات
تست روانشناسی اضطراب ،افسردگی ،خشم ،دلهره، اضطراب و فشارهای روانی
تاریخ : دوشنبه 15 آبان 1391 | 03:19 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
تاریخ : یکشنبه 11 بهمن 1394 | 06:49 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
ادامه شناخت استرس
شناخت استرس حاد

واژه «حاد» به حمله ناگهانی اشاره دارد. استرس در این نوع، شامل پاسخ سریع به یک علت ناگهانی و قابل شناسایی است. و معمولاً به مداخلات صورت گرفته واکنش مثبت نشان می دهد. در اینجا نشانه های استرس (مانند اضطراب و ناراحتی) به سرعت افزایش یافته و سپس رو به کاهش می گذارد. برای مثال فرد در روبرو شدن با مسائل منفی همچون تعارض در محل کار، آغاز پست جدید، تغییر فرایند کار و یا در انتظار تمدید قرارداد؛ این نوع از استرس را تجربه می کند. علائمی نظیر خشک شدن دهان، سر درد، تپش قلب و مشکلات شناختی، پاسخ‌های حاد به یک عامل استرس زا است. برای اکثریت افرادی که استرس حاد را تجربه می کنند، برگشت به حالت نرمال در مدت کوتاهی مورد انتظار است.

شناخت استرس پس آسیبی

زمانی که حوادث در محیط کار، زندگی افراد را تهدید می کند، نوع ادامه دارتری از پاسخ های استرس ایجاد شده، که اصطلاحاً به آن «اختلال استرس پس آسیبی» گفته می شود. اختلال استرس پس آسیبی، پاسخ تأخیری به یک رویداد و یا موقعیت حاد استرس‌زا است. این رویداد معمولاً جان فرد را به خطر می‌اندازد و به صورت بالقوه عامل استرس منفی در اکثریت افراد است. پاسخ ها در اینجا معمولاً ادامه دار است. اضطراب و افسردگی، تمایل به خودکشی، وحشت‌زدگی، اختلال در شخصیت اجتماعی و بیماری انزواطلبی مرسوم است. عوامل متعددی موجب استرس پس آسیبی می‌شوند، از جمله: شکنجه، تجاوز، حوادث نزدیک به مرگ، جنگ و یا شاهد چیز وحشتناکی بودن.

شناخت استرس مزمن

بر خلاف اکثریت رویدادهایی که در ایجاد استرس حاد و استرس پس آسیبی نقش دارند، استرس مزمن واکنش تجمعی به فشارهای ایجاد شده در دوره زمانی طولانی مدت است. چنین پاسخ‌هایی به تدریج ایجاد شده و به آرامی رشد می کنند. واکنش های درونی مداوم به موقعیت های خارجی، زمانی که توانایی برای مقابله با آن وجود ندارد، بهترین تعریف از استرس مزمن است. بر خلاف استرس حاد که بازگشت به حالت نرمال در زمان کمی اتفاق می افتد، در استرس مزمن نشانه های فیزیکی و روانی استرس ادامه دار هستند.
منبع :webyad


برچسب ها: استرس، روانشناسی، افسردگی، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : یکشنبه 11 بهمن 1394 | 06:42 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
شناخت استرس

شناخت استرس : واژه استرس مستقیما از زبان لاتین گرفته شده و به معنی تحمیل، فشار و خسته شدن است. در فلسفه شرقی استرس به نبود آرامش درونی اطلاق می شود و در فرهنگ غربی، استرس به عنوان نبود کنترل احساسی تعریف می شود. روان‌شناسان استرس را حالتی از اضطراب بیان می کنند که ناشی از رخدادها و مسئولیت‌هایی است که از توان غلبه فرد بر آن ها می کاهد. این استرس می تواند ناشی از یک رخداد خوب مانند ارتقای شغلی و یا یک رخداد بد مانند تنزل شغلی اتفاق بیفتد. مهم این است که این رخدادها با شرایط کنونی فرد سازگار نباشد. روانشناسان کل نگر، تعریفی جامع‌تر ارائه داده‌اند: «استرس، ناتوانی در برابر یک تهدید واقعی یا خیالی ادراک شده، برای خوشی ذهنی، فیزیکی، احساسی و روحی است که منجر به یک سری پاسخ های روانی و سازوکارهای انطباقی می شود ». در این تعریف واژه «ادراک شده» به این معناست که یک رخداد می تواند برای فردی استرس زا باشد و برای فرد دیگر خیر. بنابراین ادراک افراد از رخدادها در ایجاد استرس نقش دارد. نگاه جامع به مسئله استرس نشان دهنده این واقعیت است که استرس تنها اثرات فیزیکی و روانی برای یک فرد ندارد و پاسخ افراد مختلف به این پدیده، تفاوت‌هایی با یکدیگر دارد. بنا بر پاسخ‌هایی که افراد به استرس می دهند می توان انواع آن را در سه دسته اصلی تقسیم نمود: استرس حاد، استرس پس آسیبی، استرس مزمن.
ادامه دارد...
منبع :webyad


برچسب ها: استرس، روانشناسی، اضطراب، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : یکشنبه 4 بهمن 1394 | 04:15 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
تست روانشناسی (اضطراب)
مطلب زیر گرچه نمی تواند شخصیت واقعی و میزان دقیق اضطراب شما را تعیین کند اما می تواند به شناخت بهتر شما از خویش کمک کند .  * دقت کنید در تست های زیر تعیین کنید در همین لحظه چه احساسی دارید؟!
۱) به خود مطمئن هستم؟
الف) بسیار زیاد ب) زیاد ج) تا حد متوسط د) کمی هـ) هرگز
۲) می توانم بر افکار خود تمرکز کنم؟
الف) بسیار زیاد ب) زیاد ج) تا حد متوسط د) کمی هـ) هرگز
(۳ آرام هستم؟
الف) بسیار آرام ب) تا حدود زیادی آرام ج) تا حد متوسط د) کمی آرام هـ) هرگز
۴) عصبی هستم؟ لف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه
۵) ناراحت هستم؟ لف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه
۶) بدنم همواره مرطوب است؟ لف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه
۷) نفسم منظم است؟ لف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه
۸) احساس تنش در معده دارم؟ lلف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه
حالا امتیاز ها را با هم جمع کنید:
الف)۱ امتیاز ب) ۲ امتیاز ج) ۳ امتیاز د) ۴ امتیاز ه) ۵ امتیاز
امتیاز بین ۳۲ تا ۵۰:
شما به اضطراب شدید مبتلا هستید، به طور حتم باید به روان شناس مراجعه کنید.
امتیاز بین ۲۴ تا ۳۲ :
اضطراب شما کمی بیش از حد طبیعی است که با توجه به شدت کم اختلال، می توانید با استفاده از کتاب های اضطراب آن را هم برطرف کنید.
امتیاز کمتر از ۲۴:
افراد طبیعی را می رساند که اختلال اضطرابی و مشکل عمده ای ندارند.
منبع :pezeshkan


برچسب ها: تست روانشناسی، اضطراب، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : یکشنبه 4 بهمن 1394 | 03:50 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
تاثیر استرس بر روی پوست صورت
افرادی که زندگی پراسترس و سختی دارند، زودتر دچار چین و چروک‌های پوستی می‌شوند و ظاهر پیرتری پیدا می‌کنند.
 تصویر تاثیر استرس بر روی پوست صورت 
حتما می‌دانید که اگر همیشه چهره‌ای اخمو و نگران داشته باشید، به مرور زمان جای خطوط اخم و پریشانی روی چهره‌تان حک می‌شود...

اما موضوع فقط این نیست. استرس باعث می‌شود پوست مشکلات دیگری نظیر خشکی هم پیدا کند. اگر می‌خواهید در مورد همه این مشکلات و راه رویارویی با آنها بدانید، بهتر است این مطلب را با حوصله مطالعه کنید. البته قبل از هر چیز به یاد داشته باشید که برای درمان ریشه‌ای این مشکلات بهتر است به دنبال راهی برای کاهش استرس خود یا رویارویی با آن باشید.

1- خشکیپوست

دکتر پیتر الیاس، استاد بیماری‌های پوست در دانشگاه کالیفرنیای سانفرانسیسکو می‌گوید: «استرس مزمن باعث افزایش هورمون کورتیزول در بدن می‌شود و این هورمون قابلیت پوست را برای نگه داشتن آب کاهش می‌دهد.» وقتی پوست صورت رطوبت خود را از دست می‌دهد، شفافیت و درخشندگی آن هم کاهش می‌یابد.

چاره چیست؟ دکتر دیوید گلدبرگ، استاد بیماری‌های پوست در دانشکده پزشکی مونت سینای توصیه می‌کند برای مبارزه با خشکی پوست، در بین محصولات مراقبت از پوست به دنبال آنهایی باشید که کمتر حساسیت‌زا هستند و عطر کمتری دارند. اسیدیته پایین‌تر این محصولات از خشکی و التهاب بیشتر پوست جلوگیری می‌کند. همچنین بهتر است برای شستشوی پوست صورت از آب ولرم استفاده کنید نه آب داغ. زیرا آب داغ چربی‌های پوست را از بین می‌برد. یکی از راه‌های دیگر حفظ رطوبت پوست صورت آن است که هنگامی که پوست هنوز کمی نمناک است، مقدار نسبتا زیادی کرم را روی آن پخش کنید.

2- چروک‌های ریز

هورمون کورتیزول قندخون را افزایش می‌دهد. بالارفتن قندخون باعث می‌شود رشته‌های پروتئینی به نام کلاژن و الاستین که مسوول حالت ارتجاعی و انعطاف پوست هستند، آسیب ببینند. به این ترتیب به مرور زمان پوست کم‌کم دچار چروک‌های ریز می‌شود. از سوی دیگر استرس باعث می‌شود تا به‌طور ناخودآگاه عضلات صورتتان را منقبض نگه دارید و انقباض طولانی‌مدت این عضلات هم به ایجاد چین و چروک‌های بیشتر می‌انجامد.

چاره چیست؟ بهترین راه مبارزه با چین و چروک‌های پوستی پیشگیری از تشکیل آنهاست. کاستن از استرس روزمره با روش‌های مختلف و تمرین آزاد کردن عضلات صورت و بدن با روش‌هایی مانند تمرکز و یوگا می‌تواند به بازشدن اخم‌های شما کمک کند، اما اگر دچار چین و چروک‌های پوستی هم شده‌اید، با استفاده از کرم‌هایی که حاوی رتینول و آنتی‌اکسیدان‌ها و بدون نسخه پزشک قابل تهیه هستند، می‌توانید کلاژن‌سازی پوستتان را تحریک کنید و تا حدی به بهبود اوضاع امیدوار باشید. راه سریع‌تر از بین بردن چین و چروک‌های پوستی، البته به صورت موقت، استفاده از بوتاکس برای فلج کردن عضلات یا پرکننده‌های مختلف برای پر کردن چین و چروک‌هاست که البته این دو روش باید حتما تحت نظر پزشک انجام شوند.


بروز آکنه علل مختلفی دارد که یکی از آنها استرس است. پزشکان متخصص پوست بر این باورند که استرس باعث افزایش التهاب می‌شود که آن هم به نوبه خود هجوم ناگهانی آکنه‌ها را به دنبال دارد.

چاره چیست؟ در طول روز تاحدامکان به پوستتان دست نزنید. برای پاکیزه نگه‌داشتن پوستتان از لوسیون‌های پاک‌کننده صورت که بدون نسخه به فروش می‌رسند، استفاده کنید. یکی از راه‌های موثر دیگر، شستشوی روزانه پوست صورت با صابون آنتی‌باکتریال است. دقت کنید که نباید اجازه دهید پوستتان در اثر استفاده از این صابون‌ها یا لوسیون‌ها بیش از حد خشک شود. برای مبارزه با خشکی پوست از کرم‌های مرطوب‌کننده ملایم کمک بگیرید. اگر در عرض چند هفته وضعیت پوستتان بهتر نشد، حتما با پزشک مشورت کنید.

4- خستگی چشم‌ها

شاید هیچ‌کس به اندازه دکتر ایمی وچلر که هم روان‌پزشک است و هم متخصص پوست، ارتباط عمیق میان روان انسان و ظاهر را باور نداشته باشد. دکتر وچلر که کتابی با نام «ارتباط ذهن و زیبایی» نوشته است، می‌گوید: «اضطراب باعث واکنش‌هایی می‌شود که زنجیره‌وار اتفاق می‌افتند. اضطراب باعث کم‌خوابی شبانه می‌شود که آن هم به نوبه خود باعث پف کردن چشم‌ها خواهد شد.»

چاره چیست؟ برای التیام چشم‌های پف کرده و خسته، از حلقه‌های خیار استفاده کنید. این حلقه‌ها مانند بسته‌های کوچک یخ چشم‌ها را خنک می‌کنند و با انقباض رگ‌های خونی و لنفی، حجم مایعاتی را که به دور چشم‌ها سرازیر می‌شوند، کاهش می‌دهند. هنگام خواب سرتان را کمی از بدن بالاتر قرار دهید تا مانع تجمع مایعات دور چشم‌ها شوید.
منبع :jamejamonline

برچسب ها: استرس، پوست، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : شنبه 26 دی 1394 | 04:47 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
ادامه مهارت های مقابله با خشم
هنگام عصبانیت حس خود را با دیگران در  میان بگذارید. به دوستان خود اعتماد کرده و از این طریق تفکرات منفی ذهنتان را بیرون ریخته و از شر آنها خلاص شوید.
احساس خشم و انرژی مازاد خود را با انجام حرکات بدنی تخلیه نمایید. این حرکات می تواند شامل یک پیاده روی سالم، دوچرخه سواری و یا یک تنفس عمیق در هوای آزاد باشد.
در مورد مشکل پیش آمده به بهترین وجه ممکن قضاوت نمایید. مثبت فکر کردن و عشق به دیگران را بیاموزید و تفکرات مخرب را رها نمایید.
هنگامی که خشمگین می شوید به خود کمی استراحت داده و عجولانه تصمیم نگیرید. از موقعیت مکانی و زمانی ماجرا تا آرام گرفتن کامل خود فاصله بگیرید و هنگام آرامش موضوع را بررسی کنید.
همدلی را در خود تقویت نمایید. خود را جای دیگران قرار داده و از دید آنها به مسائل بنگرید. سعی کنید آنها را متوجه حس همدردی خود نمایید طوری که درک کنند شما آنها را کاملا می فهمید ولی به عنوان یک انسان، حقوقی نیز برای خود قائلید که برخی مواقع ملزم به دفاع از آن می باشید.
سریع قضاوت نکنید. برای قضاوت های خود دلیل احساسی را کنار گذاشته و به مستندات تکیه کنید. بنابراین قضاوت را به زمانی که آرامتر هستید موکول نمایید.
گذشت کنید و ببخشید، بخشندگی هرگز به معنای فراموش کردن مسئله نمی باشد بلکه کنار آمدن با آن است. این عمل را تمرین و لذت آن را تجربه نمایید. لذتی را که از بخشندگی ناشی می شود، با حس ذلت حاصل از خشم مقایسه نمایید. در این صورت حتما بخشندگی را انتخاب خواهید کرد.
از تمرینات کوچک آغاز کنید. در هر مرحله ای که قادر به مهار خشم می شوید خود را تشویق نمایید و خوشحال باشید و برای خود پاداشی هر چند کوچک در نظر بگیرید.
از سرزنش خود و دیگران بپرهیزید. هنگام خشم، سرزنش ساده ترین راه برای رهایی از این حس می باشد زیرا کشف روش های جدیدی برای کسب آرامش و شادی نیازمند تلاش بسیار می باشد اما بهتر این است که این روش را آزمایش و آرامش طولانی مدت را تجربه کنید.
هنگام خشم تنها به مسئله پیش آمده در همان زمان و مکان و دلایل آن بپردازید. لطفاً به شدت از یادآوری سوابق و کدورت های پیشین بپرهیزید و با به میان آوردن دوباره آنها باعث افزایش شدت مسئله و خشم بیشتر در خود نشوید.
هنگام خشم از انجام اعمال غیر ارادی مانند فحاشی، توهین، دادزدن، کتک زدن بپرهیزید. زیرا در آن زمان کنترلی بر خود ندارید و هنگام بازگشت به حالت عادی پشیمان خواهید شد ولی احتمالاً دیگر برای جبران روابط دوستانه از دست رفته جایی نمی ماند.
همان طور که گفته شد خشم ظاهر مسئله می باشد و احساساتی مانند نگرانی، اضطراب، خودکم بینی و احساساتی از این قبیل آن را بنا می نهند. در نتیجه برای مهار خشم ابتدا باید به مهار این عوامل بپردازیم زیرا اگر این احساسات به موقع و بجا بروز کنند دیگر به صورت نیروهای بالقوه منفی جمع نخواهد شد و در زمان احساس ضعف و با بروز خطر در قالب خشم پدیدار نمی شود.
اعتماد به نفس خود را بالا ببرید. به خود اعتماد کنید و به دنبال راه حل های دست یابی به موفقیت باشید. هنگام خشم به اهداف برتر خود در زندگی فکر کنید و به جای هدر دادن انرژی برای پرخاشگری و رفتار خشمگینانه آن نیرو را صرف تفکرات جدید و راه حل ها کنید. در واقع تفکرات سازنده خود را جایگزین حالات مخرب ناشی از خشم نمایید.
در مورد انتظاراتی که از خود، دیگران و محیط اطراف دارید واقع بین باشید. انتظارات غیر منطقی از خود و دیگران نداشته باشید. زیرا در صورت برآورده نشدن انتظارات، لطمه خورده و در نتیجه خشم در شما ایجاد می شود.
نتایج حاصل از عصبانیت و خشم خود را یادداشت نمایید. در این صورت متوجه خواهید شد که این نتایج، تنها آزار و ناراحتی برای شما و دیگران میباشد. رنجش، آزردگی و به هدر رفتن انرژی مثبت تنها نتیجه حاصل از خشم است. حالا با دیدن یاداشت ها باز هم حاضر به پذیرش این نتیجه هستید.
صبور باشید. بدانید اجرای این روش ها نیازمند صبر، تمرین و ممارست می باشد پس دلسرد نشوید و این تمرینات را با آرامش به انتها برساند
منبع :گاهنامه سروش بهداشت


برچسب ها: خشم، آرامش، اعتماد به نفس، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : شنبه 26 دی 1394 | 04:45 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
مهارت های مقابله با خشم

خشم چیست؟

خشم هیجانی نافذ و فراگیر است. وقتی از افراد خواسته می شود جدیدترین تجربه هیجانی خود را بازگو کنند خشم بیش از همه به خاطر می آید. خشم از ممانعت و ناکامی ناشی می شود، مثل زمانی که نیروهای بیرونی جلوی برنامه ها و هدف های فرد را می گیرند.همچنین خشم از خیانت در امانت، بی اعتنایی، انتقاد ناحق و دلخوری انباشته شده ناشی می شود. زیربنای خشم این عقیده است که موقعیت آن گونه که باید باشد نیست، یعنی این که ناکامی، ممانعت، دخالت، انتقاد، ناموجه است.

خشم پرشورترین هیجان است. آدم خشمگین قویتر و نیرومندتر می شود. خشم آدم ها را نسبت به بی عدالتی های دیگران حساستر می کند و باعث می شود آنها برای تلافی، ممانعت، دخالت و انتقاد دست به مبارزه بزنند.

این جمله می تواند کلامی یا غیر کلامی باشد (فریاد زدن یا کوبیدن در به هم)، مستقیم یا غیرمستقیم باشد (توانا کردن مانع یا صرف پرت کردن اشیاء). خشم به صورت بالقوه خطرناک ترین هیجان است، زیرا اهداف آن نابود کردن موانع در محیط است. فروکش کردن خشم در شرایطی صورت می گیرد که وضعیت از حالتی که نباید باشد (بی عدالتی) به حالتی که باید باشد (عدالت) تغییر کند و باید بدانیم که نقطه قوت این حس، کنترل صحیح آن می باشد. البته در این میان روش های بسیاری نیز برای کنترل خشم و غضب و مهار آن وجود دارد که آموختن آن برای همه لازم و ضروری می باشد.

ما در اینجا به بررسی برخی از این نکات می پردازیم:

میزان خشم خود را ارزیابی نمایید. تا چه حد عصبانی هستید؟ آیا کمی ناراحت می باشید؛ یا نه دچار یک خشم شدید و دیوانه وار شده اید؟! چه عاملی باعث ایجاد این حس در شما شده است؟ برای رهایی از این حس دوست دارید موقعیت را چگونه تعییر دهید؟
از ابتدا تصمیم بگیرید چه میخواهید انجام دهید؟ آیا این مسئله ارزش خشم شما را دارد؟ یا بهتر است به سادگی از آن بگذرید؟ از چه برخوردی استفاده می کنید؟ آیا می خواهید این حس را در خود گسترش داده و با آن همراه شوید؟ یا می خواهید آن را رها کنید؟
بیاموزید که در مورد احساسات واقعی خود حرف بزنید؟ مثلا بیان کنید که هنگامی که ظرفها را نشسته باقی میگذاری مرا واقعا دیوانه می کنی. همیشه نیازهای درونی و محیطی خود را بیان کنید (الان خسته ام و به یک استراحت کافی نیاز دارم). آنچه که در تصور شما به آرام کردن موقعیت کمک می کند انجام دهید( بهتر است برای جلوگیری از خشم بیشتر، اکنون این محیط را ترک کنم).
ادامه دارد...
منبع :گاهنامه سروش بهداشت


برچسب ها: خشم، هیجان، روانشناسی، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : یکشنبه 20 دی 1394 | 05:14 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام

هیچ انسانی ذاتا عصبانی،افسرده و خشمگین نیست و در حقیقت هیچ انسانی عصبانی، افسرده و ناراحت به دنیا نمی آید؛ بلکه این خستگی ناشی از اتفاقات ناخوشایند زندگی است که او را به جایی می رساند که احساساتش را به شکل عصبانیت و ناراحتی ابراز کند.

درحقیقت کینه، دشمنی و ارتباط نادرست با دیگران سلامت روانی فرد را به خطر می اندازد. با پاسخ دادن به سوالات آزمون زیر متوجه می شوید که آیا ارتباطتان با دیگران در تنگنا قرار گرفته است و یا برعکس به خوبی می توانید مشکلتان را به شیوه ای درست و منطقی حل کرده و ارتباطی سالم با دیگران برقرار کنید.

۱- من همیشه اولین نفری هستم که برای گرفتن حق دیگران اقدام می کنم.
صحیح □    غلط □
۲- اگر کسی به من بگوید چه کنم و چه نکنم، به شدت عصبانی می شوم.
صحیح □    غلط □
۳- ابراز ناراحتی و عصبانیت به کسی که تو را ناراحت کرده، کاملا درست و منطقی است.
صحیح □    غلط □
۴- اینکه نفر دوم باشم، مرا بسیار آزار می دهد.
صحیح □    غلط □
۵- بیشتر اوقات برای به دست آوردن چیزی که می خواهم، دعوا می کنم.
صحیح □    غلط □
۶- برای صحبت کردن با افرادی مانند افسر پلیس تردید نمی کنم و مضطرب نمی شوم.
صحیح □    غلط □
۷- دوست دارم رفتار دیگران را اصلاح کنم.
صحیح □    غلط □
۸- دوست دارم به افرادی که قبلا مرا آزار داده اند یا ناراحتم کرده اند، فرصتی دوباره بدهم.
صحیح □    غلط □
۹- اگر از دست کسی ناراحت شوم، بی درنگ این موضوع را به او می گویم.
صحیح □    غلط □
۱۰- اگر فروتن باشی، مردم از تو سوءاستفاده می کنند.
صحیح □    غلط □
۱۱- فردی که عصبانیتش را ابراز می کنید نسبت به کسی که خشم خود را پنهان می کند، سالم تر می ماند.
صحیح □    غلط □
۱۲- اگر یک نفر از کسی که از او متنفرم به بدی بگوید، بسیار خوشحال می شوم.
صحیح □    غلط □
بیرون ریختن خشم، نیاز به مدیریت و کنترل صحیح احساسات دارد.
برای محاسبه امتیازتان به هر پاسخ صحیح یک امتیاز بدهید و در نهایت تمام امتیازات را با هم جمع بزنید، به یاد داشته باشید هنگامی که می خواهید به سوالات آزمون های خودشناسی پاسخ دهید، ممکن است ناخودآگاه پاسخی درست و واقعی به سوالات ندهید؛ مثلا هنگامی که مقدمه این آزمون را خواندید برای اینکه نتیجه آزمون میزان خشم شما را بالا نشان ندهد، به گوه ای پاسخ دهید که در نهایت به عنوان فردی که خیلی زود عصبانی و ناراحت می شود، شناخته نشوید.
برای رفع این حالت می توانید از فردی که به شما نزدیک است و شما را به خوبی می شناسد، بخواهید هنگام پاسخ دادن به سوالات کنارتان باشد و در پاسخ دادن به سوالات به شما کمک کند.
بررسی نتایج تست

امتیاز ۰ تا ۶: میزان خشم و عصبانیت شما در حد میانه است. به ندرت می توان کسی را پیدا کرد که هرگز عصبانی نشود و اگر چنین فردی وجود داشته باشد، باید به سلامت روان او شک کرد. عصبانیت واکنش کاملا طبیعی انسان ها و حتی حیوانات است. برای حفظ سلامت روح و روان و حتی سلامت جسم، افراد باید در صورت لزوم خشم خود را بیرون بریزند؛ اما چگونگی بیرون ریختن خشم، نیاز به مدیریت و کنترل صحیح احساسات دارد و این طور نیست که خشم به شکل داد و فریاد و دعوا ابراز شود، بلکه ابراز خشم می تواند به روش هایی کاملا متفاوت باشد که آسیبی به فرد خشمگین و اطرافیانش وارد نشود.
امتیاز ۷ و بیشتر: خشم و عصبانیت شما در حد بالایی قرار دارد و به همین دلیل بدنیست ریشه اصلی این حالات را در خود پیدا کنید تا با اقدامات مناسب و آموختن پیشگیری های لازم، بتوانید مانع ابراز خشم به شکل نادرست شوید و میزان آن را کمتر کنید. درواقع شیوه ابراز احساسات شما نسبت به موقعیت های هیجانی به گونه ای است که در نهایت منجر به خشم و عصبانیت می شود. مطمئن باشید که با کنترل حالت های هیجانی و عصبانیت می توانید فرصت های بهتری را از آن خود کنید؛ پس باید شیوه کنترل و مدیریت صحیح خشم را بیاموزید.
موضوع خشونت و عصبانیت چنان عمیق و گسترده است که بسیاری از روان شناسان آن را یک ویژگی ذاتی می دانستند؛ در حالی که امروزه روان شناسان معتقدند عصبانیت یک ویژگی ذاتی نیست، بلکه واکنشی است که از طریق تجربه در مسیر زندگی آموخته می شود. مهم ترین افرادی که خشم را از آن ها می آموزیم، والدینمان هستند و در درجه بعدی این دوستانمان هستند که خشم را به ما یاد می دهند.
انسان ها در ذات خود توانایی بروز رفتارهای خشونت آمیز را دارند؛ درواقع ماشه خشونت افراد هنگامی کشیده می شود که یا دیگران آن ها را آزرده کنند و یا اینکه مخالف خواست و علاقه شان رفتار کنند.
کودکی که در محیط  خشن تربیت می شود و رشد می کند، این رفتارها را می آموزد و در بسیاری اوقات احساساتی مثل استرس، غم وحتی شادی و خوشحالی را بیجا ابراز می کند و یا اصلا آن ها را بروز نمی دهد که این امر در زمان های دیگر و در جایی دیگر به شکل خشم و عصبانیت نشان داده می شود. رفتارهای خشونت آمیز معمولا به شکل هجوم به سمت دیگران، ناسزاگویی، رفتار خشونت آمیز مانند کتک زدن و دست به گریبان شدن، رفتارهای نادرست اجتماعی، زورگویی و یا به شکل دورشدن از دیگران و منزوی شدن ابراز می شوند.
برای درمان خشم باید ابتدا انواع خشم و مفاهیم مربوط به آن را مشخص کرد. در حقیقت فرد باید علت و ریشه خشمش را بداند و بیاموزد که چگونه باید خشمش را ابراز کند؛ مثلا شماره ۱۱ این آزمون در مورد این است که خشونت باید بیرون ریخته شود تا انرژی های منفی تخلیه شوند و سلامت فرد را به خطر نیندازند.
براساس تحقیقات بسیاری که انجام گرفته است، بیرون ریختن خشم همیشه نضیمنی برای حفظ سلامتی فرد نیست و اثرات بیماری زای خشونت را کاهش نمی دهد. درواقع اگر افراد در مشاجرات نتوانند با ریشه احساساتشان کنار بیاند و راهی مناسب برای رفع آن بیابند، بحث و مشاجره شدیدتر می شود. بسیاری اوقات دلیل مخالفت ما با دیگران و یا عصبانی شدن ما لزوما اختلاف نظر و یا اشتباه بودن نظر و کار آن ها نیست، بلکه ما به دلیل پیشینه ذهنی و خاطراتی ک داریم، برای آن مسئله خاص عصبانی می شویم.
خشونت ناگهانی به سختی کنترل می شود و مهارکردن آن نیازمند آموختن تکنیک های گوناگون است. تحقیقات نشان می دهند افرادی که ناگهان عصبانی می شوند و نمی توانند ناراحتی خود را مدیریت کنند، نسبت به افرادی که کنترل بیشتری بر احساسات خود دارند، سلامتی کمتری دارند.
افرادی که به اکثر پرسش های این آمزون پاسخ صحیح داده اند، نسبت به افرادی که تعداد پاسخ های منفی آن ها بیشتر است، معمولا ارتباطات اجتماعی ضعیف تری دارند و میزان رفتارهای دوستانه آن ها کمتر است. این افراد کمتر به دیگران اعتماد می کنند، سعی دارند از موقعیت هایی که دیگران ممکن است از آن ها بهره ای ببرند، اجتناب کنند.
رفتارشناسان معتقدند خشونتی که افراد در رفتارشان با دیگران دارند، بیشتر اوقات نتیجه ناراحتی ها و ناکامی هایشان در زندگی شخصی ست. این افراد نسبت به دیگران تنهاتر، غمگین تر و افسرده ترند و اعتماد به نفس پایینی دارند. درحقیقت براساس تحقیقات، خشونت و عصبانیت ما مستقیما با سطح سلامت روحی ما در ارتباط است؛ یعنی توانایی در کنترل خشونت به سلامت روح و روان ما در ارتباط است؛ یعنی ناتوانی در کنترل خشونت به سلامت روح و روان ما آسیب می زند و از طرف دیگر بیشتر اوقات افرادی که سلامت روحی پایینی دارند، در کنترل این احساسات ناتوانند.
گرچه کنترل عصبانیت کار دشواری است، اما نتیجه آن بسیار بهتر و شیرین تر از عذاب وجدان و پشیمانی پس از یک رفتار نادرست ناشی از عصبانیت است.
منبع :بیوطب 


www.aram24.ir

برچسب ها: تست خشم، روانشناسی، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : سه شنبه 24 آذر 1394 | 07:13 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
استرس چاق می‌کند: میگی نه بخوان!

باید بدانید که استرس باعث چاقی موضعی نیز می‌شود؛ یعنی اینکه این چربی‌ها در ناحیه‌ی دور شکم انبار می‌شوند.
شـنـیده‌اید کـه بـعـضی‌ها مـی‌گـوینـد پرخوری نمـی‌کـنند اما هر روز چاق‌تـر می‌شـوند؟ اگـر بـه حالـات روحی این افـراد نگاه کنید احتمالـاً آدم‌های مضطربی هسـتند.
البته چاق شدن تحت تأثیر عـوامل دیگری مثل مسـائل ژنتیکی، هورمون‌ها، مصرف داروها و غیره نیز می‌باشد؛ اما باید بدانید که استرس نیز یکی از عوامل چاق‌کننده است.
چرا استرس باعث چاقی می‌شود؟ به خاطر اینکه بدن ما در شرایط دشوار عکس‌العمل‌های فیزیولوژیکی مناسب خود را نشان می‌دهد. خلقت بشر به گونه‌ای است که در زمان احساس خطر مثلاً زمانی که با حیوانات وحشی روبه رو می‌شود پا به فرار می‌گذارد. بدون شک این فرار کردن نیاز به انرژی دارد. در واقع، استرس، بدن را در شرایطی قرار می‌دهد که از ذخایر انرژی و چربی برداشت کرده و سپس بلافاصله با مصرف مواد غذایی جـبران مافات کند. در شرایط استرس‌زا اتفاقی که در بدن می‌افتد این است: هیپوتالاموس ترشح هورمون پپتید و کورتیزول را افزایش می‌دهد. این مواد نیز باعث تحریک اشتها و تکثیر سلول‌های چربی می‌شوند.
استرسسایزتان را افزایش می‌دهد
از زمانی که استرس آغاز می‌شود کار ذخیره‌سازی چربی‌ها نیز به دلیل ترشح کورتیزول کلید می‌خورد. باید بدانید که استرس باعث چاقی موضعی نیز می‌شود؛ یعنی اینکه این چربی‌ها در ناحیه‌ی دور شکم انبار می‌شوند. توجـه داشته باشید که چاقی شکمی برای سلامتی مضر است به خاطر اینکه باعث ابتلا به دیابت نوع 2 و همچنین بیماری‌های قلبی عروقی می‌شود.
از زمانی که استرس آغاز می‌شود کار ذخیره‌سازی چربی‌ها نیز به دلیل ترشح کورتیزول کلید می‌خورد
رژیم ضداسترس
محققان و متخصصان تغذیه توصیه می‌کند که در شرایط استرس‌زا از مصرف شیرینی‌جات و هله‌هوله‌ها دوری کنید. در عوض مصرف قندهای دیر جذبی مانند نان سبوس‌دار، پاستاها و برنج و غیره را در الویت قرار دهید. توجه داشته باشید مصرف مواد غذایی سرشار از ویتامین B (مانند گوشت، ماهی، تخم‌مرغ)، ویتامین C(مانند اسفناج، فلفل دلمه‌ای، سیب‌زمینی)، کلسیم (محصولات لبنی)، منیزیم (غذاهای دریایی) و اسیدهای چرب (روغن‌های گیاهی، ماهی) می‌توانند برای مقابله با استرس موثر عمل کنند.
به خودتان آرامش دهید
بالأخره در زندگی همه‌ی ما استرس وجود دارد. مهم این است که بتوانید این استرس‌ها را کنترل کنید. با ایجاد آرامش می‌توانید افزایش وزن را راحت‌تر کنترل کنید. یوگا کار کنید، نفس عمیق بکشید، دعا کنید و در حالت جدی‌تر به روان‌پزشک مراجعه کنید. بدانید که کنترل استرس به کاهش هورمون کورتیزول کمک می‌کند و احساس گرسنگی کمتر می‌شود. توجه داشته باشید که خواب کافی نیز به تناسب اندامتان کمک می‌کند. به خاطر اینکه باعث آرامش و کالری‌سوزی می‌شود.

منبع : تبیان


برچسب ها: استرس، چاقی، تغذیه، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : یکشنبه 26 مهر 1394 | 06:39 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
اضطراب چیست و علائم و درمان آن چگونه است؟

اختلالات اضطرابی امراض پزشکی جدی است که شامل احساسات شدید ترس، اضطراب، نگرانی و هراس اغلب با شرایط خاص، رویدادها و یا اشیاء در ارتباط است. علائم فیزیکی  احساسات همراه با تپش قلب، لرزش، خشکی دهان، سرگیجه، تهوع و اسهال است.

انواع مختلفی از اختلالات اضطرابی وجود دارد، اما همه احساس ترس بیش از حد و ترس به اشتراک بگذارید. انواع دستورات اضطراب شامل اختلال هراس، اختلال وسواسی جبری، اختلال استرس پس از ضربه، هراس اجتماعی و یا اختلال اضطرابی اجتماعی، ترس های خاص (مانند ترس از فضاهای محصور و باز) و اختلال اضطراب منتشر
اگر تصویر ذهنی ما از خود یک تصویر ناسالم و ضعیف باشد نگرشی در ما مبنی بر نالایق بودن به وجود می آید. این نگرش منجر به بروز شخصیتی می شود که به گونه ای ناهشیار، شادی ها را پس می زندو در مواجه با موقعیت های استثنایی یا در گیر مهارت های تازه  یا ادامه تحصیل بهانه هایی برای گریز پیدا می کند. یکی از این عوامل اضطراب، ترس و به تبع آن افسردگی است. در این گزارش به این موضوع اشاره می کنیم و راهکارهای پیشگیرانه را مطرح خواهیم کرد.
اضطراب چیست؟
اضطراب عبارت است از یک عامل ناشناخته و نا معلوم که موجب پریشانی فکر وگاه باعث بروز علائم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگ پریدگی می شود. در فرآیند اضطراب  بر خلاف ترس طبیعی،  یک عامل حقیقی ترس آور یا خطرناک یا آسیب رسان وجود ندارد بلکه فقط به طور خود کار و ناخود آگاه ذهن آدمی  دچار احساس خطر می شود و هر گاه ذهن در اثر تنش های روانی و استرس های عصبی و حوادث ناخوشایند و ناگواری که در زندگی مکررا” برایمان رخ می دهد از روال عادی خارج  شود و حساسیت بیش از حد به رخداد های آتی و احتمالی پیدا کند دچار اضطراب می شویم. علل پیدایش اضطراب عوامل وراثتی، تجربه های تلخ سالهای گذشته و محیط ناآرام و عصبی است. اثرات مخرب آن بر تفکر باعث اختلال  در تمرکز حواس می شود،  قدرت تصمیم گیری و اراده را از انسان سلب می کند، او را بدبین  می سازد  و باعث می شود که انسان دیگر فرد مثمر ثمرو سودمندی نباشد یا بیش از حد به برخی چیز ها می پردازد (حالت وسواس) یا عملکرد اجتماعی وشغلی فرد مختل می شود یا بیش از اندازه به امور مهم بی توجه می شود (حالت بی تفاوتی)، دچار کاهش اعتماد به نفس  به خود می شود،احساس ترس فراگیر وجود او را می گیرد که می تواند به خاطر ترس نسبت به خطرها، دردها و امراض جسمانی  مختلف باشد. کسانی که توان کنترل خود را ندارند شدیدا” عصبانی می شوند و احساس  تسلیم و ناتوانی می کنند و قدرت مقابله با مشکلات یا بیماری ها را در خود نمی بینند همچنین جسم قادر نیست تا آرامش خود را حفظ کند و خواب راحتی داشته باشد و احساس خستگی، کوفتگی و ضعف جسمانی می کند و عصبی و بر انگیخته است و بی دلیل عصبانی می شود. سردرد، درد قفسه سینه، درد پا یا دست، درد شکم و سو» هاضمه وکم اشتهایی یا پر اشتهایی هم به سراغ فرد می آیند.
ترس چیست؟
هر ذره از نگرانی و تشویش اثر خود را بر بدن می گذارد و هماهنگی سیستم های حیاتی بدن و سلامت روانی و جسمانی ما را از بین می برد و کارائی و موفقیت ما را فلج می سازد. ترس بلند پروازی را مسموم و قوه ابتکار را نابود و استعداد و خلاقیت را فلج می سازد ومهلک ترین دشمن هر نیروی خلاقی است که در ذهن وجود دارد.
ترس از عوامل کاهنده بسیار عظیم است که مانع می شود تا اشخاص به کاری که کاملا” می توانند از عهده اش بر آیند اقدام کنند اما آگاهی از اینکه خالق هستی همواره با ما و در کنار ما ست و خود حافظ ماست ترس را از ما دور می کند.
انواع اضطراب ها و ترس ها
1-اختلال اضطراب فراگیر Anxiety ebzGenerali: اگر در تمام مدت روز بدون توجه به اینکه کجا هستید یا چه کار می کنید دچار اضطراب هستید و اگر این اضطراب شش ماه یا بیشتر ادامه یابد شما  دچار اضطراب فراگیر هستید که اغلب در فاصله 20 تا 40 سالگی در اشخاص مشاهده می شود و در میان مردها و زنها به یک اندازه رواج دارد.
2-ترس اجتماعی یا ترس از مردمphodia  Social : این نوع ترس به شدت متداول است. فرد می ترسد که مردم او را مسخره کنند، کوچک بشمارند یا به او آسیب برسانند و او مورد حمله و آسیب دیگران قرار گیرد.
3– فوبیای ساده یا ترس ساده phodia Simple:   این نوع ترس مثل ترس از قرار گرفتن در ارتفاع، ترس ازحیوانات، ترس از پرواز یا هواپیما، ترس از آسانسور یا پله برقی، ترس از رعدوبرق،  ترس از رانندگی، ترس از تاریکی، زنده به گور شدن یا ترس از مرگ است.
4– اختلال وحشت bisorber panic:  وحشت اضطراب غالب و شدیدی است که اغلب برای زمان کوتاهی دوام می یابد. در موقع حمله اضطراب اغلب فرد دچار سر گیجه، حواس پرتی، تپش شدید قلب،  افزایش ضربان نبض، احساس گرفتگی در گلو، احساس خفگی، احساس تنگی نفس و داغ شدن بدن می شود.
5-اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی ophereniazSchit:  نشانه های این بیماری با نشانه های بیماری اضطراب کاملا” متفاوت است. کلمه ophereniazSchit به معنای جنون جوانی  است (ozSchit به معنی فاصله،  شکست و جدایی و   به معنای اختلال ذهنی است و پسوند ia -نشانه بیماری است). افرادی که به بیماری اسکیزوفرنی مبتلا هستند ممکن است صداهایی را بشنوند که وجود خارجی ندارند یا خیال کنند که نیروی برق یا امواج آنها را کنترل می کند و گاهی نیز تصور می کنند که از جانب خدا مستقیما” به آنها پیام می رسد.
6-اختلال وسواس فکری و عملی bisorber compulsive -Odssessive: بیمار وسواس فکری و عملی برای دور ماندن از خطر، اقدامی را به تکرار انجام می دهد. رایج ترین انواع وسواس ها، وسواس به آلودگی و وسواس به شک و تردید است  مثلا”هنگام ترک کردن منزل شک می کند درب منزل را قفل کرده است یا نه یا گاز را خاموش کرده است یا نه.
7-اختلال پانیک (ترس): حملات ترس شدید، مکرر و غیر قابل پیش بینی،حداقل به دنبال یکی از حملات یک ماه یا بیشتر، یکی از علائم نگرانی راجع به عوارض و عواقب حملات، افکار دائمی مربوط به داشتن حملات مجدد، تغییرات واضح رفتاری که به حملات وابسته است در صورتی که این  حملات به علت اثر مستقیم دارو یا بیماری طبی یا با اختلاف روانی دیگری نباشند.
8– اختلال اضطرابی منتشر: نگرانی شدید در بیشتر روزها علائمی چون نا آرامی،خستگی زودرس، تحریک پذیری کششی عضلانی، اختلال در خواب و اشکال در تمرکز حواس که حداقل 3 مورد از آنها با نگرانی همراه است.
9– اختلال استرس بعد از ضربه: سابقه ضربه بزرگ مثل حادثه تهدیدکننده حیات که پاسخ بیمار به آن ترس شدید و احساس ناتوانی بوده است. حضور دائمی ضربه یا ضربه زننده به یکی از اشکال زیر است:
خوابهای تکراری، تجدید خاطره حوادث ضربه زننده، احساس اینکه حادثه در حال تکرار است، پرهیز از یاد آورنده های ضربه و بی خوابی بیش از حد.
10– اختلال وسواسی(OCD):   به نظر می آید مردها و زنها را به طور یکسان تحت تاثیر قرارمی دهد و در ورزشکارانی که رقابت های سنگین دارند شایع است و اغلب برای بهترین اجرای ورزشی بسیار تطابقی است و علائم آن عبارتند از: الف) اختلال پانیک(ترس) ب) تنگی نفس پ) لرز ت) تپش قلب ث) سر گیجه  ج) ریزش عرق چ) احساس خفگی ح) بی حسی  خ) درد قفسه سینه
در بیماری افسردگی که مخفف  DD (bisorber Dysthamic) است  فرد همواره در حالت دلسردی، غم، دلتنگی و ناامیدی به سر می برد نوع افکار و احساسات و رفتاری که همراه آن است تماما” از نشانه های این بیماری می باشد البته برخی از مردم بیش از دیگران مستعد افسرده شدن هستند و دلایل مشخصی نیز برای آن وجود دارد.
بیماری افسردگی قابل درمان است و کسانی که دچار آن هستند کاملا” بهبود خواهند یافت. این بیماری اغلب پس از دست دادن عزیزی، شغلی، موقعیتی یا سایر بحران های زندگی که ضربه روحی شدیدی به فرد وارد آمده باشد بروز می کند. علائم این بیماری عبارتند از: غمگین یا تحریک پذیر بودن، احساس تاسف به حال خود،  بی حالی، کسلی، احساس درماندگی که زندگی فرد را مشکل می سازد.
افسردگی به دو بخش تقسیم می شود: مزمن و شدید.
افسردگی مزمن که ممکن است فرد دست به پرخوری بزند یا خیلی کم غذا بخورد که باعث چاقی یا لاغری  بیش از حد می شود، زیاد بخوابد یا به اندازه نخوابد، سطح انرژیشان پایین بیاید، اعتماد به نفس  ضعیفی داشته باشند و تمرکز کردن یا تصمیم گیری برای آنها مشکل باشد در نتیجه احساس بیچارگی کنند و ممکن است دچار اضطراب شدید شوند. از علائم این افسردگی می توان به خستگی، کوفتگی، بی حوصلگی، خواب آلودگی، بد خوابی شبانه و زود خسته شدن اشاره کرد.
افسردگی شدید احساس مدام و حاد اندوه، بی قراری، تحریک پذیری، یاس و نو میدی شدید همراه با از دست دادن علائق نسبت به فعالیت های روزمره است. اشتهای کم همراه با کم شدن وزن، بی خوابی  یا زیاد خوابی، نداشتن انرژی، عدم تمرکز حواس، افکار پیاپی درباره مرگ، احساس خستگی و بی حالی است. در فرد مبتلا به افسردگی شدید چهار مورد از موارد ذکر شده تقریبا”  روزانه به مدت دو هفته یا بیشتر مشاهده می شود.
انواع افسردگی شامل افسرده خویی، اختلال دو قطبی، خود بیمارانگاری، حالت افسردگی شیدایی و اختلال ادواری است. به عنوان نمونه به افسردگی شیدایی اشاره می کنیم. در این حالت فرد دست کم دو تا چهار هفته دراندوه به سرمی برد و به فعالیت های لذت بخش و خشنود کننده بی علاقه می گردد. علائم آن پر خوری یا کم اشتهایی، کم خوابی یا بی خوابی، احساس بی قراری و گناه شدید، مشکل تمرکز حواس و فکر کردن درباره مرگ است.
فرق افسردگی با اندوه
افسردگی یک بیماری است که  با کاهش عزت نفس همراه است و ادامه دارد، واقع بینانه نیست و ناشی از افکار تحریف شده است و افراد اغلب احساس فشار می کنند یا  چیزی یا شرایطی بر آنها تحمیل شده وخود به خود ونا آگاهانه کارها را به تعویق می اندازند و در تصمیم گیری ها  قاطع نیستند حتی قاطعیت نه گفتن را هم ندارند برای همین بعضی از کارهای خود را با بی میلی انجام می دهندکه فشار مضاعفی بر آنها تحمیل می شود.
بهترین راه کمک به این گونه افراد نشان دادن علاقه و توجه به آنهاست، آنها را درک کنیم و به حرف هایشان گوش دهیم تا از مسائل واحساسات آنها مطلع شویم، با آنها همدلی و هم فکری کنیم تا احساس تنهایی نکنند و به مرور به  زندگی عادی وطبیعی خود باز گردند.
تاثیر داروهای ضد افسردگی
محققان کالج کینگ لندن دریافته اند که داروهای ضد افسردگی با اثر بر واسطه های شیمیایی موجود در سلسله اعصاب مرکزی بر رفتار اجتماعی افراد تاثیر می گذارد. این محققان واکنش های خلقی افراد داوطلب را قبل و بعد از مصرف این داروها در جریان نوعی مسابقه که لزوم شرکت در آن حضور ذهن – قدرت تصمیم گیری به موقع و به کارگیری حس همکاری جمعی بود، ارزیابی کردند. نتیجه تحقیق نشان داد که مصرف این داروها باعث دیرتر خسته شدن و تقویت حس مشارکت و مهارت های افراد در اعمال ظریفی که با دست انجام می شوند می گردد.
افسردگی در میان آمریکائی ها
آمار رسمی حاکی از آن است که در دو هفته آخر سپتامبر (پس از حادثه 11 سپتامبر) نزدیک به دو میلیون نسخه جدید داروهای ضد افسردگی برای آمریکائی ها  تجویز شده است که نسبت به زمان سال قبل  از آن 16درصد افزایش نشان می دهد. در این مدت مصرف داروهای خوابآور و ضد اضطراب هم افزایش قابل ملاحظه ای یافته است. پزشکان معتقدند شمار افرادی که پس از واقعه یازدهم سپتامبر از نظر روانی آسیب دیده اند اما مراجعه به پزشک نداشته اند  بسیار زیاد است. مشکل دیگر در درمان این بیماران نحوه عملکرد داروهای رایج ضد افسردگی است. اغلب این داروها که با مکانیسم مهار بازجذب سروتونین در سلسله اعصاب مرکزی عمل می کنند در نخستین روزهای مصرف باعث تشدید اضطراب می شوند و اثرات مفید آنها بعد از 4 تا 12 هفته ظاهر می شود به همین دلیل در تسکین آلام روحی افراد دچار واکنش سوگ کارایی ندارند.
یکی از راه های درمان اضطراب تمرکز و تلقین است. تمرکز و تلقین مانند یوگا، حالت آرمیدگی، مدی تیشن، خود هیپنوتیزم و… همگی یک چیزرا می گویند. برنامه های  خودتلقینی در تقویت استعداد و تمرکز دقت وتقویت حافظه  افزایش تحرک نیروهای نفسانی، متعادل کردن هیجانها و احساسات ناخوشایند مثل انواع اضطراب ها وتحریک پذیری های عصبی است.
بر آورده شدن خواسته و آرزوها زمینه ای (آرزوهای مثبت) که در رفع بیماریهای اضطراب، افسردگی، وسواس، نگرانیها، بی خوابیها، بی قراری ها، موثر است و هم چنین در رفع بیماری های جسمی از قبیل پادردها، کمردردها و سردردها و میگرنها، و حتی درمان سرطانها برای هر یک با استفاده ازتلقینات کلامی مثبت و تصویرسازی های متناسب و ماساژ موضع دردناک  طی روز می توانیم به درمان آن موضع کمک کنیم  زیرا تک تک سلول های بدن ما دارای حس هستند و اگر عضوی دچار بیماری شود نشانه آن است که رسیدگی کافی نداشته ایم پس با ماساژ دادن می توان آن را بهتر درمان کرد مانند رفع مشکلات مالی، دست نیافتن به مقام، پست، احترام، هم فکری و دست یافتن به موقعیتهای شغلی مورد دلخواه و همچنین به مسائل مادی.
روحیه خوب درمان بیماری را تسریع می کند و تلقینات منفی انسان را بیمار می سازد. تغییرات جدی جریان خون و ترشح هورمون ها را که در اثر ترس و تشویش و نگرانی پدیدار می شود تاثیر فوق العاده ای روی طرز کار ارگانهای مختلف بدن ما می گذارد و باعث می شود که فرد رشد کند و از عمر آدمی بکاهد. احساس بدبختی دائمی  یا عدم خوشبختی از خود، از زندگی  یا  سایرین بیماری زا بوده و عمر آدمی را کوتاه می سازد. ذهنیت مثبت، دید مثبت و تفکر مثبت می تواند راهگشای انسان در دست یابی به سعادت، سلامت و موفقیت باشد چون هر انرژی ای مثل و مانند خود را جذب می کند.
منبع :دکتر سلام


برچسب ها: اضطراب، افسردگی، تفکر، تمرکز، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : پنجشنبه 19 شهریور 1394 | 01:22 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
 
 
 
افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی ( social phobia ) تقریبا در تمام موقعیت هایی که دیگران آنها را مشاهده می کنند دچار اضطراب زیادی می شوند.

ویژگی اصلی اضطراب اجتماعی ترس غیرمنطقی وشدید از این است که رفتار فرد در موقعیت اجتماعی مورد تمسخر یا انتقاد دیگران قرار گیرد. افراد مبتلا به این اختلال می دانند که ترسشان غیرمنطقی است با این حال نمی توانند جلوی نگرانی خود را از اینکه دیگران مشغول بررسی دقیق آنها هستند بگیرند. با اینکه افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی به صورت افراطی از این گونه موقعیت های اجتماعی اجتناب می کنند, اما موقعیت هایی وجود دارند که در آنها چاره ای ندارند, وقتی این حالت روی می دهد در اثر اضطراب فلج می شوند.

افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی از موقعیتهایی چون سخنرانی در حضور دیگران ترسهای متعددی دارند. آنها می ترسند کاری انجام دهند یا چیزی بگویند که شرمنده شوند می ترسند ذهنشان تهی شود نگرانند که نتوانند به سخنرانی ادامه دهند مطلب بی معنی یا احمقانه ای بگویند یا علایم اضطراب مانند لرزیدن, نشان دهند. حتی اگر ترسهای این افراد تایید نشود و عملکر آنها به آرامی صورت گیرد نسبت به توانایی خود در عملکرد مناسب در اینگونه موقعیتها تردید دارند و در نتیجه می ترسند که دیگران در آینده توقع بیشتری از آنها داشته باشند.
 
 
در خانواده هایی که والدین انتقادگرند یا بیش از حد حمایت کننده اند, این رفتارها باعث ایجاد نوعی حس حقارت در فرزند می شود. وقتی والدین بیش از حد حمایت کننده اند در این شرایط کودک ارتباط را یاد نمی گیرد و اضطراب را تجربه نمی کند. وقتی حس حقارت ایجاد می شود فرد بر اساس سبکهای مقابله ای از موقعیتهایی که باعث تحریک حس حقارت می شود اجتناب می کند و یا برای سرپوش گذاشتن بر حس حقارت این راه را پیشه میکند که اصلا حقیر نیستم و به ظاهر خود بیش از حد می رسد و یا تمام توان خود را در راه کار و شغل می گذارد.



افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی از اینکه حتی در موقعیتهای عادی مثل غذا خوردن مورد مشاهده قرار گیرند احساس اضطراب می کنند و به صورت کلی از اینکه دیگران به طور خیره آنها را نگاه کنند مضطرب می شوند. از منظر دیدگاه تکاملی در زمانهای گذشته حیوانات قبل از حمله به شکار خود خیره نگاه می کردند. نگاه کردن خیره حس خوبی به این افراد نمی هد چون حس شکار شدن به فرد دست می دهد.
جلوه های رفتاری در اختلال اضطراب اجتماعی 
 
 
افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی دارای یک سری رفتارهای ایمنی, رفتارهای اجتنابی و رفتارهای ناسالم هستند.

رفتارهای ایمنی: راههایی هستند که به فرد کمک می کند موقعیت را راحت تر سپری کند و این رفتارها اتوماتیک هستند و به همین دلیل شناسایی آنها سخت است. این رفتارها عبارتند از نزدیک در نشستن, عینک و کلاه گذاشتن معمولا این افراد لباسهای رنگی نمی پوشند و در موقعیت های جدید راههای خروجی را بررسی می کنند.

رفتارهای اجتنابی: رفتارهایی هستند که وقتی فرد در موقعیت مرتبط با رفتار قرار میگیرد یا از موقعیت اجتناب می کند یا از انجام رفتار مورد نظر.برای مثال: در کلاس درس سوال نمی پرسند, غذاها یا شیرینی هایی که خوردن آنها سخت است نمی خورند, به تنهایی خرید نمی روند, جواب سوالی را می دانند اما نمی گویند. این افراد فاقد مهارتهای اجتماعی لازم هستند ممولا یا پدر و مادری داشتند که فاقد مهارتهای اجتماعی لازم بودند یا آنقدر بیش از حد حمایت کننده بودند که کودک مهارتها را یاد نگرفته است. این افراد به خاطر اضطراب آنقدر از موقعیت ها اجتناب می کنند که مهارتها را یاد نمی گیرند. به همین دلیل آموزش مهارتهای اجتماعی در درمان این افراد نقش مهمی دارد.

رفتارهای ناسالم: از آنجایی که این افراد بیشتر اوقات تنها هستند و روابط صمیمی و دوستان کمی دارند ممکن است به بعضی از رفتارهای ناسالم مثل مصرف مواد, مصرف الکل, و روابط مجازی روی آورند. و وجه مشترک این رفتارهای ناسالم این است که کسی انها را نمیبیند و مورد مشاهده قرار نمیگیرند. در واقع این افراد نگران ارزیابی منفی دیگران هستند.

ویژگیهای تشخیصی اختلال 
اضطراب اجتماعی 
 
 
 
-این تشخیص برای افرادی مقرر می شود که از موقعیتهای اجتماعی یا عملکردی که در آنها با افراد ناآشنا یا بررسی دقیق دیگران مواجه می شوند شدیدا می ترسند. آنها می ترسند که مضطرب به نظر رسند یا به صورت شرم آور یا تحقیر آمیز عمل کنند.

-وقتی آنها با موقعیتی که از آن می ترسند مواجه می شوند دچار اضطراب احتمالا به صورت حملات وحشتزدگی می شوند.

-آنها می دانند که این ترس افراطی یا غیرمنطقی است.

-این اختلال فعالیتهای روزمره یا روابط را مختل می کند یا موجب پریشانی می شود.

منبع :dir.wikipg



برچسب ها: اضطراب اجتماعی، هراس، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : پنجشنبه 18 تیر 1394 | 02:53 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
تاثیر استرس بر بدن
استرس شدید
رابطه ی بین استرس، اضطراب و نگرانی با ازدیاد فشار خون از دیرباز شناخته شده است. دیده شده است که در مقابله با بلایای طبیعی و در مقابله با شرایط سخت زندگی، فشار خون افزایش یافته است. ماشینی شدن زندگی و سست شدن کانون های خانوادگی سنتی و فشارهای اقتصادی شخص را آسیب پذیر کرده و فشار خون او را بالا می برد.
تحریکات روانی ناشی از محیط اجتماعی، اشتها را برای دریافت نمک بیشتر می کند. به همین جهت میزان استرس در افراد یک اجتماع با میزان مصرف نمک در آن اجتماع ارتباط مستقیم دارد. دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که در بالا رفتن فشار خون، نمک به طور مستقیم موثر نیست، بلکه تحریکات روانی اجتماعی است که موجب تمایل بیشتر به خوردن نمک می شود.
چنانچه استرس کوتاه مدت باشد، متابولیسم هورمون ها کمتر تحت تاثیر قرار خواهند گرفت و آثار آن قابل برگشت است ولی اگر طولانی باشد، آثار مخرب آن غیرقابل ترمیم است. اثرات استرس می تواند احساسی، روانی یا فیزیولوژیکی (بالا رفتن فشار خون ، اختلالات گوارشی ، عوارض پوستی و سردرد) باشد که در تمام این حالات احتیاجات تغذیه ای بدن تحت تاثیر قرار می گیرد.
اثر استرس روی هورمون ها:
استرس روی فعالیت سیستم مرکزی اثر می گذارد و ترشح هورمون ها را بالا می برد. غدد فوق کلیوی ترشح هورمون های اپی نفرین و نور اپی نفرین را تا 10 برابر یا بیشتر افزایش می دهند. عمل این دو هورمون افزایش جریان خون به کبد است و نتیجه ی آن تخریب سریع گلیکوژن، پروتئین ها و چربی ها است.
استرس، ترشح هورمون ACTH(آدرنوکورتیکوتروپیک) را از غده هیپوفیز افزایش می دهد که این هورمون غده ی فوق کلیه را تحریک کرده و باعث ترشح هورمون های استروئیدی می شود. یکی از این هورمون ها کورتیزول است که سنتز پروتئین های مختلف و همچنین سنتز آنزیم های موثر در متابولیسم چربی ها را تسریع می کند. پس از یک دوره ی کوتاه مدت استرس، سنتز چربی ها تسریع می شود و گاهی شخص بیشتر غذا می خورد و چاق می شود.
پس از یک دوره ی طولانی مدت استرس، در بدن شخص مقدار بیشتری چربی و مقدار کمتری پروتئین موجود است.
استرس باعث افزایش هورمون رشد نیز می شود که مسئول سنتز پروتئین های جدید است.
اثر استرس روی متابولیسم قندها:
طی استرس، بدن در مقابل عمل انسولین(هورمون تنظیم کننده ی قند خون) مقاوم می شود و در نتیجه مقاومت به گلوگز(قند خون) افزایش می یابد و بدن به تصور اینکه مقدار گلوگز خون کم شده است، تبدیل گلیکوژن(ذخیره ی قندی بدن) کبدی به گلوکز را افزایش می دهد و قند خون علی رغم وجود انسولین، در خون بالا می رود.
بالا رفتن قند خون و پیدایش قند در ادرار از علامات اولیه استرس هستند.
اثر استرس روی متابولیسم چربی ها:
در نزد افراد مبتلا به استرس، مقدار اسیدهای چرب آزاد خون بالا می رود که علت آن تشدید تجزیه ی چربی ها می باشد. مقدار این اسیدهای چرب بیشتر از آن است که بدن بتواند برای سوخت، همه ی آنها را مصرف کند، به همین جهت این اسیدهای چرب وارد کبد شده و تبدیل به تری گلیسیریدها می شوند و چون مقدار آنها زیاد است، در کبد باقی مانده و ایجاد بیماری "کبد چرب "(fatty liver) می کنند که کبد چرب پیش ساز بروز بیماری های سیروز کبدی و سرطان کبد است.
استرس
اثر استرس روی متابولیسم پروتئین ها:
در شخص مبتلا به استرس، تخریب پروتئین ها نیز سریع است و باعث تعادل منفی ازت می شود که روی اشتها اثر می گذارد و گاهی شخص نمی تواند به طور طبیعی غذا بخورد. با کم شدن ازت بدن و کمی اشتها ، شخص وزن خود را از دست می دهد و وزن از دست رفته با دریافت کالری اضافی جبران نخواهد شد.
اثر استرس روی متابولیسم ویتامین ها و مواد معدنی:
استرس میزان احتیاج به ویتامین های A, B, C و مواد معدنی مانند کلسیم، فسفر و روی را نیز بالا می برد.
اثر استرس روی قلب و عروق:
علاوه بر ازدیاد فشار خون، اختلال در ریتم قلب نیز از علائم استرس است. در استرس های پیشرفته، به علت اختلالات هورمونی (افزایش ترشح کاتکولامین از غده ی فوق کلیه)، از یک طرف حجم آب بدن زیاد شده و باعث ادم ریه و نارسایی قلب می شود و از طرف دیگر احتیاج به اکسیژن افزایش پیدا کرده و در بافت عروق، کبود اکسیژن به وجود می آید و این بافت نمی تواند چربی را که روی آن رسوب کرده بسوزاند. در چنین شرایطی برای کسب انرژی لازم از روش گلیکولیز بی هوازی استفاده می کند که نتیجه ی آن تولید اسید لاکتیک است. این جسم چسبندگی پلاکت ها را افزایش داده و زمینه را برای به وجود آمدن ترومبوز(ایجاد لخته خونی در رگ ها) آماده می کند.
استرس همچنین باعث آنژین صدری یا انفارکتوس(حمله قلبی) نیز می شود.
لازم به یادآوری است که کسانی که ورزش می کنند، چنانچه دچار استرس فیزیکی یا روانی شوند، خیلی کمتر از کسانی که فعالیت جسمی ندارند، در معرض خطر امراض قلبی قرار می گیرند.
به طور کلی فقط خود شخص است که می تواند با استرس مقابله کند، به این معنی که باید با ناملایمات مبارزه کند و اوقات فراغت را به کسب دستاوردهای مثبت اختصاص دهد.
منبع :تیبان


برچسب ها: استرس، هورمون، اضطراب، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : دوشنبه 25 خرداد 1394 | 06:08 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
افسردگی و درمان آن

پذیرش افسردگی

قبل از اینکه به بررسی دلایل
افسردگی بپردازیم مهمترین نکته برای درمان این است که خود فرد بپذیرد که دچار افسردگی شده است. افراد بسیاری هستند که به افسردگی دچارند، عصبی هستند، در ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکل دارند، حوصلة حل مسائل و مشکلات را ندارند و اگر کسی حتی با ملایمت از رفتارهای آنها انتقاد کند و یا حتی پیشنهاد رفتن نزد مشاور را مطرح نماید سریعاً جبهه می گیرند و به جای پذیرش واقعیت شروع به ایراد گرفتن از دیگران کرده و خود را کاملاً سالم فرض می کنند. پس بی خودی وقت خود را صرف مشاجره با این افراد نکنید.
انسان موفق کسی است که جرأت پذیرفتن واقعیت را داشته باشد. مسلماً اگر کسی واقعیت را بپذیرد در مواجه شدن با مشکل به دنبال راه حل می گردد نه فرار از آن. افرادی که از واقعیت می گریزند همیشه و در همة مسائل به دنبال توجیه هستند، غافل از اینکه قبل از هر چیز به خود صدمه می زنند تا دیگران.



عوامل بروز افسردگی
در زیر می پردازیم به عواملی که سبب بروز افسردگی می شوند.


الف) عوامل جسمی و بیوشیمی در بدن:

1. کم کاری غدد فوق کلیوی و تیروئید: هورمون های بسیار مهمی توسط این دو غده ترشح می شوند که وظایف مهمی در بدن از جمله تنظیم سوخت و ساز و تولید انرژی بر عهده دارند. وقتی میزان این هورمون ها کاهش یابد فرد کم انرژی شده، زود خسته می شود و تمایل خود را به معاشرت و ارتباط برقرار کردن با دوستان و اطرافیان از دست می دهد. همچنین بسیاری از هورمون های ترشح شونده توسط این غدد بر خلق و خوی انسان تأثیر می گذارند، از جمله هورمون کورتیزول که توسط غدد فوق کلیوی (غدد آدرنال) ترشح می شود. این هورمون یک نشاط آور طبیعی است. وقتی غدد فوق کلیوی کم کار شوند ترشح آن نیز کمتر شده و به جای نشاط، خستگی، بی حوصلگی و افسردگی جایگزین می شود. جهت مطالعة بیشتر مقالة ضعف غدد فوق کلیوی را مطالعه نمایید.



2. کمبود یا ازدیاد برخی از ویتامین ها و مواد معدنی در بدن:
به مواد معدنی ابزار بدن گفته می شود، برای تمام فعالیت های بیوشیمی مانند تولید آنزیم ها، هورمون ها، تولید انرژی و به طور کلی برای فعالیت تمام بخش های بدن مورد استفاده قرار می گیرند، به عنوان مثال بدن از عنصر روی برای تولید بیش از 100 آنزیم از جمله آنزیم های گوارشی، تولید پروتئین، تبدیل مواد غذایی به انرژی، تولید اسپرم و غیره، از کلسیم برای تولید ناقل های شیمیایی بین سلولی، تبدیل چربی به انرژی و نیز ترمیم استخوان ها و دندان ها، از آهن برای تولید گلبول های قرمز خون، از منیزیوم برای تنظیم ضربان قلب و فشار خون، تولید ATP، تولید بیش از 400 آنزیم و غیره استفاده می نماید. به عبارتی هر یک از مواد معدنی ایفاگر نقش های متعددی در بدن هستند و در ادامة مقاله به بررسی بیشتر رابطة آنها با افسردگی می پردازیم.


مغز انسان دارای دو قسمت است. یکی با نام کورتکس یا مغز جدید که به  بخشی از مغز گفته می شود که مربوط به استدلال و منطق است و قسمتی دیگر با نام مغز قدیم و یا مغز حیوانی که مسئول احساسات و عواطف است. عنصر «روی» محرک و تقویت کنندة فعالیت مغز جدید و عنصر مس تقویت کنندة فعالیت مغز قدیم است. معمولاً افرادی که به ازدیاد عنصر مس مبتلایند تمایل به استفاده از مغز احساسات را دارند تا استفاده از منطق و استدلال. در نتیجه احساساتی ترند، برای مثال عصبی ، زود رنج، عاطفی و عجول اند. همچنین عنصر مس محرک تولید انتقال دهنده های عصبی از قبیل اپی نفرین، دوپامین، نوراپی نفرین و مونو آمینو اکسیداز(آنزیمی که برای تولید سروتونین لازم است) می باشد. عدم تعادل مس تأثیرات همه جانبه بر روی سیستم اعصاب مرکزی می گذارد که به شدت با واکنش های روانی، عاطفی و عصبی همراه است. برخی از علائم آن عبارتند از کاهش قدرت حافظه به خصوص در افراد جوان، افسردگی، اضطراب، اختلال دو قطبی، وسواس، اسکیزوفرنی و سایر اختلالات روانی. جهت کسب اطلاعات بیشتر مقالة ازدیاد مس را مطالعه نمایید.


3. کمبود منیزیم، منگنز، کرم و نوسانات قند خون: این سه عنصر برای متابولیزم قند در بدن حیاتی هستند. کمبود آنها موجب افت قند خون می شود. فعالیت مغز به شدت وابسته به سطح ثابت قند خون است. وقتی قند خون متغیر باشد باعث افت انرژی، نوسانات خلق و خوی و احساس گیجی شده و به راحتی می تواند موجب حس افسردگی در فرد شود.


4. کمبود سایر ویتامین ها و مواد معدنی: کمبود ویتامین های گروه B، C، E و عناصری از قبیل منیزیوم، روی و... که به بدن در تولید انرژی کمک می رسانند نیز سبب کاهش انرژی و بروز افسردگی می شوند.


ب) عامل داروهای شیمیایی:

 عوارض جانبی بسیار از داروهای شیمیایی می تواند افسردگی باشد مانند کورتیزون مخصوصاً زمانی که فرد دوز مصرفی را کاهش دهد. قرص های جلوگیری از بارداری، والیوم، قرص های کاهش دهندة فشار خون و بسیاری از داروهای دیگر نیز اثر افسرده کننده بر روی انسان دارند. قبل از مصرف هر دارویی می بایست ابتدا فهرست عوارض جانبی آن را مطالعه نمایید و اگر افسردگی جزو آنهاست از پزشک خود بخواهید دارویی دیگر جایگزین آن کند و اگر مجبور به استفاده از آن هستید دوز مصرفی را به حداقل برسانید.



ج) عوامل روانی و اجتماعی:

فاکتورهای بسیار زیادی از قبیل شرایط اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، استرس، فشارهای روحی، مشکلات جنسی و صدها مورد دیگر سبب بروز افسردگی در فرد می گردند که می توان در مورد هر یک ساعت ها بحث و گفتگو کرد. توصیة کلی این است که اگر مشکل شما حاد و جدی است به مشاور و روان شناس مراجعه نمایید.

توصیه هایی پیشگیرانه  در مقابل
افسردگی

در زیر به چند توصیة اولیه برای جلوگیری از بروز مشکلات در روابط اجتماعی و ایجاد افسردگی اشاره شده است:


1) از
فکر کردن نهراسید و همیشه جرأت پذیرفتن واقعیت را داشته باشید. زندگی کردن با یک حقیقت تلخ بهتر از زندگی کردن با یک دروغ خوشایند است، زیرا تلخی حقیقت به مرور جای خود را به شیرینی فهم و درک درست از عوامل پیرامونی می دهد و دروغ، شیرینی خود را به تلخی بهت مواجهه با واقعیت می بازد!


2) هیچگاه از کنار مسائل و مشکلات جسمی و روانی بی تفاوت نگذرید و آنها را حل ناشده باقی نگذارید چون در آینده با مشکلات بزرگتری ناشی از عدم حل آنها مواجه خواهید شد. برای حل مشکلات از
مشاور و روان شناس کمک بگیرید.


به عنوان مثال: افرادی هستند با
ناهنجاری های رفتاری که یا به پیشنهاد دیگران و یا به تصور نادرست خودشان ازدواج می کنند به این امید که مشکلات رفتاری خود را رفع کنند. حال آنکه ازدواج نه تنها مشکل شخصیتی و رفتاری آنها را بر طرف نمی کند بلکه آنها را وارد مرحلة دیگری از زندگی می نماید که خود دارای پیچیدگی های خاصی است از قبیل هماهنگی و تطبیق با فرهنگ، باورها و رفتارهای یک شخص دیگر (شریک زندگی). در نتیجه، با ازدواج خود را در معرض مشکلات جدید و بیشتری قرار داده اند. چندی بعد، مجدداً به جای حل ریشه ای مشکلات بنا به توصیه ی ناآگاهان بچه دار می شوند به امید آنکه فرزند به دنیا آمده به زندگی آنها گرمی بخشد و مشکلات زندگی آنها را حل کند. این کار، آنها را وارد مرحلة دیگری از زندگی می کند که سختی ها و مشکلات بیشتری به دنبال دارد. فرد تمام مسائل و معضلات شخصیتی دوران مجردی و متأهلی خود را وارد مرحلة جدید و حساس زندگی خود کرده و خوب مسلماً نتیجة آن مشخص است، جنگ و دعوا، طلاق و تبعات آن.


3) همان طور که بزرگان فرموده اند عقل سالم در بدن سالم است. در نتیجه، با داشتن تغذیة مناسب و مرتب ورزش کردن به مقابله با افسردگی بپردازید. راهنمایی گرفتن از مشاور تغذیه جهت تنظیم برنامة غذایی و مکمل های مناسب بسیار مفید است.


4) انتخاب دوستان مناسب: به نقل از گلستان سعدی: «کمال هم نشین در من اثر کرد و گرنه من همان خاکم که هستم.» انسان موجودی اجتماعی است و برای داشتن روانی سالم نیازمند تفریح، معاشرت، تبادل نظر و اطلاعات با دیگران است. از طرفی دیگر ذهن انسان قابلیت الگوبرداری از رفتارهای دیگران را داشته و روان وی نیز بسیار تأثیرپذیر از محیط اجتماعی است. بدون آنکه متوجه باشید رفتار و کنش افرادی که با آنها معاشرت دارید بر ذهن و روان شما تأثیر می گذارد. اولین نکته این است که دوستان راستگو انتخاب کنید و خودتان نیز صادقانه با آنها رفتار نمایید. معاشرت با افراد شاد و کسانی که زندگی را سخت نمی گیرند بهترین دارو برای روان انسان است. افراد منفی، دروغگو و غمگین را از فهرست معاشرین خود در اسرع وقت پاک کنید.


5) گفتگو: گفتگو بسیاری از مشکلات را حل می کند. به یاد داشته باشید گفتگو فرایندی دوسویه است: (1) گفتن و (2) شنیدن. متأسفانه اکثر افراد کمتر به سوی دوم این پدیده توجه می کنند. احتمال اینکه دیگران از نظام فکری، تفکرات، دغدغه ها و آزردگی های شما اطلاعی نداشته باشند بسیار زیاد است. پس با دوستان و اعضای خانوادة خود در مورد آنها صحبت کنید. زمانی مناسب را که همه در آرامش باشند برای گفتگو انتخاب نمایید و با لحنی آرام سخن بگویید. سپس متقابلاً با آرامش به سخنان فرد یا افراد طرف گفتگو گوش فرا دهید.


6) داشتن میزان توقع منطقی: یکی از علل ایجاد ناراحتی در افراد داشتن توقع زیادی و بی جا از دیگران است. وقتی این توقع بی پاسخ بماند، سبب آزردگی آنها می گردد. بعضی ها نیز در روابط اجتماعی حد تعادل را رعایت نمی کنند و از دید خود بیش از حد به طرف مقابل محبت می کنند که خود سبب افزایش میزان توقع آنها می گردد و به قول معروف: «لطف مکرر شود حق مسلم.» پس نکتة مهم دیگر اینجاست که حد تعادل را در رفتارهای خود رعایت کنید. نه بیش از حد از دیگران توقع داشته باشید و نه بیش از اندازه به آنها محبت کنید. همیشه چیز در حد اعتدال زیباست.


7) نگاه واقع بینانه: سعی کنید نگاهی واقع بینانه به طرف مقابلتان داشته باشید و خود را فریب ندهید. بسیاری از مواقع رفتارهایی از طرف مقابل می بینید که دال بر کمبود یا نبود صداقت است. خود را توجیه نکنید. ابتدا دلیل آن را جویا شوید. اگر مطمئن شدید که وی فرد صادقی نیست سعی نکنید او را تغییر دهید. بهتر است به چنین روابطی خاتمه داد. باید افزود که بیشتر افراد مادام که مطابق میل آنها رفتار می کنید برخوردی مناسب دارند. گفته شده است اگر می خواهید شخصیت واقعی کسی را محک زنید کافیست یکبار بر خلاف میلش عمل کنید. سعی کنید در شرایط مختلفی که در روابطتان پیش می آید نگاهی واقع بینانه به افراد داشته باشید و افراد مناسب را برای معاشرت خود برگزینید.


8) خاطرات خوش: اغلب هنگامی که در ذهنمان به گذشته باز می گردیم و خاطرات را مرور می کنیم بسته به نوع خاطره ای که مرور می کنیم حالت روانیمان تغییر می کند. این ویژگی ذهن است که از اتفاقات تصویربرداری می کند و مدتی بعد تصاویر را برای ما بازپخش می کند. توصیه آن است که می توانیم به این ویژگی ذهن یاری دهیم به این ترتیب که هر وقت مناسبت یا رویدادی خوشایند برایمان رخ داد برای مثال اگر به سفری خاطره انگیز رفتیم یا با دوستی به طبیعت گردی یا میهمانی رفتیم، از آن رویداد عکس بگیریم و بعد هر وقت فراغتی حاصل شد عکس ها را مرور کنیم تا حافظه ی تصویری ما راحت تر بتواند جزئیات آن خاطرة خوب را بازسازی کند. این کار برای ذهن شادی آور است و باعث می شود به جای یک بار، چندین بار خاطرات خوب تجدید و تأثیر آن هم تجدید و تمدید گردد. همین کار را می توان با نوشتن هم انجام داد به این صورت که در مورد لحظات لذت بخش و شادی آور زندگی در دفترچة خاطرات بنویسیم و بعد در اوقات فراغت نوشته هایمان را مرور کنیم.

10 راه علمی برای
شاد زیستن
همه دوست دارند شاد زندگی کرده و هیچگاه گرفتار غم و اندوه و افسردگی نشوند. آنچه در زیر می آید 10 راه مختلف برای شاد زیستن است که همة آنها با یافته های علمی به اثبات رسیده اند.


1. بیشتر ورزش کنید: 7 دقیقه هم شاید کافی باشد.

اخیراً روزنامة معتبر نیویورک تایمز گزارشی منتشر کرد با تأکید بر اینکه حتی اگر وقت زیادی برای ورزش کردن نداشته باشید می توانید تنها 7 دقیقه به این کار بپردازید. ورزش تأثیری ژرف بر شادی و بهروزی دارد و مطالعات ثابت کرده اند که این کار راهبردی مؤثر برای غلبه بر افسردگی است. شان ایکر (Shawn Achor) در کتابش با عنوان «مزیت شادی»  (The Happiness Advantage)، سه گروه مبتلای به افسردگی را معرفی می کند که مشکل خود را به سه روش درمان کردند. گروه اول با استفاده از دارو، گروه دوم با تلفیقی از دارو و ورزش و گروه سوم تنها با
ورزش. هر سه بهبود یافتند اما بعد از شش ماه درصد بازگشت افسردگی به افراد این سه گروه بسیار جالب و تکان دهنده بود. 38 در صد اعضای گروهی که تنها با اتکا به دارو افسردگی خود را درمان کرده بودند مجدداً افسرده شدند. گروهی که تلفیقی از دارو و ورزش را به کار گرفته بودند 31 درصد آمار بازگشت افسردگی را تجربه کردند. اما در گروهی که تنها با ورزش بر افسردگی غلبه کرده بودند، آمار بازگشت افسردگی به طرزی باورنکردنی پایین یعنی تنها 9 درصد بود.
دانشمندان پژوهشهای مفصلی بر روی ورزش و عملکرد آن بر روی مغز انجام داده اند و امروزه به خوبی می دانند ورزش باعث تولید میزان قابل توجهی پروتئین و آندورفین می شود که به ما احساس شادی و شعف می دهد. میزان ترشح هورمونهای مذکور پس از ورزش را در عکس زیر به خوبی می توان مشاهده کرد.


) خوب بخوابید: حساسیتتان نسبت به احساسات منفی کمتر می شود.
وقتی خوب بخوابید، بدنتان نسبت به احساسات منفی کمتر تأثیرپذیر و حساس خواهد بود. پژوهشی از پو برانسون (Po Bronson)و اشلی مری من (Ashley Merryman) در مجلة پزشکی Nature Shock منتشر شده که علت علمی رابطة کم خوابی و افسردگی را نشان داد. ناحیة آمیگدال یا بادامة مغز (amygdala) مسئول پردازش محرکهای منفی مثل ترس و نگرانی است. ناحیة هیپوکامپ (hippocampus) پردازش خاطرات مثبت و خنثی را بر عهده دارد. کمبود خواب بیشتر به ناحیة هیپوکامپ فشار می آورد و آن را تخریب می کند. در نتیجه، آنان که به شدت با کمبود خواب مواجه هستند به سختی می توانند خاطرات خوب خویش را به یاد بیاورند، و در عوض لحظات مغموم و ناراحت آنها را در بر می گیرد.


3) نزدیکتر به محل کارتان زندگی کنید: یک مسیر کوتاه می ارزد به یک خانة بزرگ
آمد و شد مسیرهای طولانی بین محل زندگی و محل کار به طرزی باورنکردنی می تواند در میزان شادی شما تأثیر منفی بگذارد، خصوصاً زمانی که در شهرهای شلوغ و آلوده زندگی می کنید. این حقیقت که می بایست روزی 2 بار و 5 الی 6 بار در هفته مسیری شلوغ را طی کنید دیگر تعجبی باقی نمی گذارد اگر به مرور زمان شادی و انرژی از وجود شما رخت بر بندد.


بر اساس کتاب هنر مردانگی (The Art of Manliness) رفت و آمد مسیرهای طولانی به تدریج این درک را از ما می گیرد که چگونه و تا چه میزان تأثیر مخرب این کار ما را از بین می برد: «... بسیاری از موقعیتهای داوطلبانه شادی ما را در درازمدت زایل نمی کند چون ما به آنها عادت می کنیم. با این وجود، مردم هرگز به مسیر جانکاه بین خانه و محل کار عادت نمی کنند، زیرا بعضی اوقات ترافیک خیلی وحشتناک است و بعضی اوقات اینطور نیست (و این مسئله مانعی است بر سر راه شرطی شدن). یا همانطور که دانیل گیلبرت روانشناس دانشگاه هاروارد آمریکا می گوید: «رانندگی در ترافیک هر روز جهنمی متفاوت از روز قبل است.»»

معمولاً آدمها سعی می کنند با داشتن خانه ای بزرگتر و کاری بهتر این نقصان را جبران کنند اما غالباً این استراتژی کارساز نیست.



4) زمانی را کنار خانواده و دوستان بگذرانید: دربستر مرگ افسوس این لحظات را نخورید.
حفظ رابطة نزدیک با خانواده و دوستان یکی از پنج حسرت عمدة افراد محتضر در بستر مرگ است. دنیل گیلبرت از دانشگاه هاروارد که روانشناس و متخصص شادی است می گوید: « خوشحالیم هنگامی که خانواده داریم. خوشحالیم هنگامی که دوستانی داریم. همة چیزهای دیگری که فکر می کنیم خوشحالمان می کنند همه و همه تنها راههای رسیدن به خانوادة بزرگتر و دوستان بیشتر هستند.»


در پژوهشی به نام پژوهش تِرمن (The Terman Study) که در کتاب «پروژة دیرزیستن» ( The Longevity Project) بدان اشاره شده است، داشتن روابط مختلف و اینکه چگونه به دیگران کمک می کنیم از عوامل مهم دیرزیستن و شاد زیستن معرفی شده است. در این گزارش نوشته شده است: «تصور ما بر این بود که اگر داوطلبین پژوهش ترمن واقعاً فکر کنند که دوستان و قوم و خویشی دارند که بتوانند به آنها در مواقع نیاز اتکا کنند آنگاه سالمتر خواهند بود. نیز پیش بینی می کردیم آنهایی که مورد عشق و توجه قرار گرفته اند بیشتر زندگی می کنند. اما با حیرت متوجه شدیم که پیش بینی ما نادرست بود... فواید ارتباطات اجتماعی نه از بزرگ بودن شبکة اجتماعی اطراف فرد بلکه از داشتن این واقعیت ناشی می شد که می توانست و می خواست که به اطرافیانش کمک کند و یاری رساند. آنهایی که از دوستان و همسایگانشان دستگیری می کردند و به دیگران حمایت و همفکری می رساندند بیشتر از سایرین عمر می کردند.



5) از خانه بیرون شوید: شادی در دمایC°9/13 اوج می گیرد.
شان ایکر در کتابش با عنوان «مزیت شادی» آورده است که وقت گذرانی در هوای آزاد شادی شما را افزون می کند. بنا بر این کتاب: «گذراندن 20 دقیقه در هوای پاک نه تنها حالات و احساسات خوب را شدت و حدت می بخشد، بلکه قدرت فکر را نیز افزایش داده و حافظة فعال را نیز تقویت می کند.»


همچنین بر اساس مطالعه ای که در انجمن هواشناسان آمریکا در 2011 انجام گرفت، تأثیر دمای هوا بر شادی ما بیشتر از تأثیر متغیرهای دیگر مثل سرعت باد، رطوبت و یا حتی دمای میانگین در طول روز است. این پژوهش اعلام کرد که شادی در انسانها در دمای 9/13 درجة سانتیگراد به بیشترین حد خود می رسد. پس دفعة بعد که خواستید 20 دقیقه هوا بخورید اول دمای هوا را بررسی کنید بعد از خانه خارج شوید.



6) به دیگران یاری رسانید: 100 ساعت در سال عددی جادویی است.
باز وقتی به نظر شان ایکر باز می گردیم می بینیم یکی از بهترین توصیه های ممکن در افزایش شادی یاری رساندن به دیگران است. در واقع، 100 ساعت در سال (یا دو ساعت در هفته) بهترین زمان مطلوب برای این است که وقتمان را به دستگیری از به دیگران اختصاص دهیم تا با این کار زندگیمان را غنی تر سازیم. طبق پژوهش چاپ شده در مجلة پژو.هشهای شادی (The Journal of Happiness Studies)، وقتی افراد برای دوستان و افراد خانواده شان هدیه ای می خرند و یا در رفع مشکلاتشان به آنها یاری می رسانند آنقدر خوشحال و شاد می شوند که تا چند روز این شادی انرژی آنها را در سطح بالایی حفظ می کند.


7)
لبخند زدن را تمرین کنید: از دردتان کاسته می شود.
لبخند زدن به خودی خود می تواند به ما احساس بهتری ببخشد، اما هنگامی که با تفکرات مثبت آن را تقویت کنیم تأثیر آن دوچندان می شود. بر اساس مطالعه ای در دانشگاه ایالتی میشیگان (Michigan State University)، که توسط یک متخصص تجارت و بازاریابی انجام شده است، فروشندگانی که لبخندی ساختگی به لب دارند و تنها تظاهر به لبخند زدن می کنند بعد از مدت کمی در کار خود دلسرد شده و کارشان را رها می کنند. اما کسانی که با تفکر مثبت لبخند می زنند، مثل راهنمایان گردشگری در مناطق گرمسیری یا مربیان تربیتی در گروه های آوازخوانی کودکان، اینها هر روز حال بهتری پیدا می کنند و کمتر پیش آمده شغل خود را از روی دلسردی رها کنند.
پس بهتر است لبخندهای واقعی بزنیم که ناشی از تفکرات مثبت واقعی هستند.8) سفری را برنامه ریزی کنید: اما لازم نیست واقعاً سفر کنید.

تحقیقات نشان می دهد که برنامه ریزی یک سفر از خود سفر بیشتر فرد را شاد می کند. پژوهشی چاپ شده در مجلة «پژوهش کاربردی در کیفیت زندگی» (Applied Research in Quality of Life) نشان می دهد که بیشترین حد شادی زمانی حادث می شود که فرد در مرحلة برنامه ریزی یک سفر باشد، یعنی زمانی که در پیش بینی خوشی های سفر برای او حس سرخوشی به وجود آمده است. مطابق این پژوهش، افراد مورد آزمایش وقتی چشم انتظار رسیدن تعطیلات و مسافرت بودند حسی به آنها دست می داد که در اثر آن شادی ما می توانست حتی تا هشت هفته افزایش دهد. اما پس از بازگشت از تعطیلات، فرد به طور ناگهانی دچار افت و کاهش میزان شادی می شد.
در همین راستا، شان ایکر پژوهشی انجام داد که نشان می دهد افرادی که به تماشای فیلم مورد علاقة خود فکر می کردند میزان ترشح اندروفین در آنها 27 برابر شده بود.
این یافته ها حاکی از این حقیقت هستند که باید پیوسته انتظار مسائل مثبت را بکشیم و منتظر باشیم برایمان اتفاقهای خوب بیافتد. به جزئیات سفری که حتی سال دیگر خواهیم رفت از همین حالا فکر کنیم. یا اصلاً همین حالا سفری خارجی را در برنامة سال آیندة خود بگنجانیم. اصلاً اشکال ندارد اگر الان پول این سفر را نداشته باشید. فقط فکر کردن به آن به شما انرژی مثبت می دهد و خدا را چه دیدی! شاید تا سال آینده پول سفر هم جور شد.


9) تمرین
مدیتیشن کنید: مغز خود را برای شادی تنظیم کنید.
 مدیتیشن معمولاً به عنوان بهترین تمرین برای بهبود تمرکز و نظم و نیز افزایش گسترة دقت و آرامش شما تبلیغ می شود. اما یافته ها نشان می دهند مدیتیشن شادی را نیز تقویت کرده و از بروز افسردگی جلوگیری می کند.



در یک بررسی پژوهشی که تیم تحقیقاتی بیمارستان عمومی ماساچوست آن را انجام داد، اسکن مغزی 16 نفر قبل و بعد از شرکت در یک دورة 8 هفته ای مدیتیشن و کنترل ذهن بررسی شد. این بررسی، که در شمارة ژانویة ژورنال پژوهشی Psychiatry Research: Neuroimaging به چاپ رسید، اینطور نتیجه گیری کرد که پس از تکمیل این دوره، قسمتهایی از مغز افراد که به همدردی و خودآگاهی مربوط می شد رشد کرده بود و قسمتهایی که به فشار و استرس ارتباط داشت تحلیل رفته بود.10) تمرین قدرشناسی کنید: هم شادی و هم رضایت از زندگی را در خود افزایش دهید.

راههای مختلفی برای تمرین قدرشناسی وجود دارد، از نوشتن فهرست چیزهایی که قدرشان را می دانید گرفته تا در میان گذاشتن سه چیز خوب که در روز اتفاق می افتد با یک دوست یا شریک، و یا تشکر از کسانی که یاری رسان شمایند و اینکه به آنها بگویید چقدر نسبت به آنها قدرشناس هستید.
«ژورنال پژوهشهای شادی» در یکی از شماره های خود مطالعه ای را به چاپ رساند که بررسی کرده بود آیا نوشتن نامه های سپاسداری و قدردانی به افزایش حس قدردانی و در پی آن حس شادی کمک می کند یا خیر. شرکت کنندگان در این پژوهش شامل 219 مرد و زن بودند که از آنها خواسته شده بود ظرف 3 هفته 3 نامة قدردانی برای هر کس که می خواهند بنویسند.


نتایج حاکی از آن بود که نوشتن نامه های قدردانی حس شادی و رضایت از زندگی را در افراد تحت پژوهش افزایش داده و در عین حال علائم
افسردگی را نیز در آنها از بین برده بود.

امیدوارم در زندگی پیوسته آگاهانه به دنبال شادی و انرژی مثبت حرکت کنید.


منبع :.clinicmoo



برچسب ها: افسردگی، ورزش، شاد زیستن، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : دوشنبه 25 خرداد 1394 | 04:53 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
افسردگی و درمان آن

امروزه افسردگی به یک بیماری بسیار شایع و جدی تبدیل شده است. از نظر علم روانشناسی و پزشکی زمانی که شخص 4 الی 5 مورد از علائمی که در زیر نوشته شده است را در بیشتر روزها و بیش از 2 هفته تجربه نماید دچار افسردگی شده است. بخشی از این علائم روحی و بخشی هم جسمی می باشند.علائم روحی:

1) احساس غم و اندوه: شخص افسرده پیوسته غمگین می باشد.

2) حس پوچی و بی انگیزگی: شخص برای انجام امور مختلف انگیزه ای ندارد، شامل پیشرفت در کار، درس و غیره.

3) زود رنجی و پرخاشگری: هر چیز کوچکی باعث می شود فرد از کوره در رفته و با دیگران کج خلقی و پرخاش کند.
4)) نومیدی و بدبینی: فرد افسرده در تقابل و تحلیل مسائل شخصی، اجتماعی، کاری و غیره همیشه نیمة خالی لیوان را می نگرد و لذا در موقعیتهای گوناگون به نوعی با نومیدی دست به گریبان است.

5) ترس و هراس: فرد پیوسته فکر می کند دیگران قصد آسیب رساندن به او را دارند.

6) احساس گناه یا بی ارزش بودن بدون دلیل

7) عدم تمایل نسبت به انجام امور علاقه (برای مثال: بازی ها و سرگرمی ها و غیره)

8) داشتن مشکلات ارتباطی با اطرافیان در خانواده و محیط کار: فرد دائم غر می زند و از همه چیز و همه کس ایراد می گیرد و یا از دیگران توقع بیش از اندازه دارد.

علائم جسمی:

1) بی خوابی و مشکلات مرتبط با خواب

2) کمبود انرژی و خستگی

3) تغییر قابل توجه در وزن و اشتها

4) تغییر قابل توجه در تمایلات و توانایی جنسی


ادامه دارد...



منبع :clinicmoo





برچسب ها: افسردگی، استرس، بی علاقگی، ورزش، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : دوشنبه 18 خرداد 1394 | 04:29 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
اختلال اضطراب اجتماعی چیست؟ 

اختلال اضطراب اجتماعی، یا به قول بعضی‌ها هراس از اجتماع یا اجتماع هراسی، اضطراب از مورد ارزیابی منفی قرار گرفتن از سوی دیگران است.
ترس از قضاوت دیگران در فردی که به این اختلال دچار است به احساس بی‌کفایتی و نابسندگی، شرم و تحقیر در او منجر می‌شود. همچنین ممکن است باعث افسردگی و سوء مصرف مواد گردد.

نشانگان اختلال اضطراب اجتماعی 
اختلال اضطراب اجتماعی باعث احساس اضطراب در فرد به هنگام مواجهه با یک موقعیت اجتماعی می‌گردد. نشانگان فیزیولوژیک دقیقی به همراه این اختلال وجود دارد که عبارتند از:

ترس وافر
گُر گرفتگی
ضربان تند قلب
عرق کردن
خشکی حلق و دهان
لرزش
مشکل بلع
گرفتگی عضلانی
موقعیت‌هایی که باعث درماندگی در مبتلایان به اختلال اضطراب اجتماعی می‌شود 
موقعیت‌ها و شرایط مختلفی وجود دارد که باعث درماندگی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی می‌گردد. از جمله این موقعیت‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

مورد قضاوت دیگران قرار گرفتن
ملاقات با دیگران برای نخستین بار
مرکز توجه واقع شدن
زیر نظر قرار گرفتن به هنگام انجام کار
برخوردهای اجتماعی با افراد غریبه
چه کسی دچار اختلال اضطراب اجتماعی می‌شود؟ 
بسیاری از افراد به اختلال اضطراب اجتماعی دچار می‌شوند. امّا شیوع آن در زنان بیشتر ازمردان است. مطالعات اخیر نشان داده‌اند که اختلال اضطراب اجتماعی سومین اختلال روانی شایع در جهان است. 

سوء مصرف مواد و اختلال اضطراب اجتماعی 
افرادی که دچار اختلال اضطراب اجتماعی باشند احتمال زیاد دارد که به سوء مصرف الکل و موادمخدر به عنوان ابزاری برای مقابله با استرس، عزت‌نفس پایین و افسردگی ناشی از این اختلال روی بیاورند. 
مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که 16 درصد از بیمارانی که دارای اختلال اضطراب اجتماعی بوده‌اند، مشکل سوء مصرف الکل داشته‌اند.

درمان اختلال اضطراب اجتماعی 
اختلال اضطراب اجتماعی غالباً با حملات وحشتزدگی یا افسردگی اشتباه گرفته می‌شود. این امر می‌تواند درمان این اختلال را با مشکلات جدّی روبرو سازد. با وجود این، چنانچه این بیماری به درستی تشخیص داده شود، ترکیبی از درمان‌های رفتاری شناختی و دارودرمانی می‌تواند برای درمان مبتلایان به اختلال اضطراب اجتماعی مفید باشد. 
با وجود شیوع اختلال اضطراب اجتماعی، این اختلال غالباً اشتباه تشخیص داده می‌شود. در حالی که اختلال اضطراب اجتماعی، یک اختلال کاملاً واقعی بانشانگان مشخص و معین است. چنانچه نشانگان اختلال اضطراب اجتماعی درمان نشده باقی بمانند می‌توانند فرد مبتلا به این اختلال را کاملاً زمین‌گیر کنند و غالباً به اجتناب فرد از تمام موقعیت‌های مستلزم تماس‌های اجتماعی می‌انجامد. 
اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی دارای پیامدهای منفی در زندگی کاری، اجتماعی و مالی فرد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است. امّا کمک‌های درمانی مناسب دارای نتایج خوب و موثری برای این اختلال است. به افرادی که دارای نشانگان اختلال اضطراب اجتماعی هستند توصیه می‌شود با یک روان‌درمانگر مشورت کنند.


منبع:  کلینیک الکترونیکی  روان‌یار





برچسب ها: اضطراب اجتماعی، افسردگی، هراس، تجسم خلاق، استاد آرام،

تاریخ : دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 | 03:57 ب.ظ | نویسنده : دکتر جمشید آرام
راه های مقابله بااسترس

 

همه ما در زندگی چه در منزل چه محیط کار دچار استرس می شویم. هر چند استرس در محل کار عادی به نظر می آید اما تردیدی نیست که استرس بیش از حد روی سلامت جسمی و روحی فرد تاثیر می گذارد.از این رو باید مهارت هایی را برای کنترل استرس کسب کرد.کنترل استرس در محل کار به معنای ایجاد تغییرات بزرگ یا تغییر شغلی نیست، بلکه تمرکز کردن روی عملکرد خودمان است.از آن جا که گاهی میزان استرس در محل کار افزایش پیدا می کند، بهتر است راه های کنار آمدن با این فشار را به نقل از «Readers digest» آموخت.

استرس روی ارتباط فرد با دیگران تاثیر می گذارد. از این رو هر چه کنترل بهتری روی استرس خود داشته باشید،اثر مثبتی روی اطرافیان می گذارید، از طرفی استرس دیگران اثر منفی روی شما خواهد گذاشت.

نشناختن علایم خطر استرس بیش از حد در محل کار؛ کنترل نکردن استرس محل کار باعث از دست دادن اعتماد به نفس، بیقراری و در نتیجه کم کاری فرد می شود. بی توجهی به این علایم ممکن است استرس های کوچک را به مشکل بزرگ تری تبدیل کند و علاوه بر ایجاد تداخل در عملکرد کاری زمینه ساز بروز استرس حاد و شدید همراه با ناراحتی های جسمی و روحی شود که سلامت فرد را مختل می کند.

ادامه دارد...

منبع :پارسی طب


برچسب ها: استرس، اعتماد به نفس، سلامتی، تجسم خلاق، استاد آرام،

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3